تبليغاتX
Cinema

نام فیلم : این گروه خشن

کارگردان : سام پکین پا

بازیگران : ویلیام هولدن ، ارنست بورگناین ، رابرت رایان ، ادموند اوبراین

 

 

مردانی خسته و تمام شده با مرگ هایی اسلوموشن

استاد پکین پا در همان ابتدای فیلم با نشان دادن چند عقرب در میان سیلی از مورچه ها

و مبارزه آنها برای بقا و بعد آتش گرفتن همه آنها توسط چند بچه و خنده های آنها میخواسته

بگوید که در این فیلم (دنیا) دیگر جایی برای وسترنرها و هفت تیر کش ها نیست و

دنیا در حال تغییر است و همه آنها محکوم به نابودی هستند یهنی جایی برای مردان قدیم

نیست !!!

در دنیای این فیلم شاهکار حتی زنان زیبا نیستند و بچه های در همان ابتدا میل به کشتن

دارند زیرا دیگر جایی برای زیبایی و مهربانی نیست.

گویا استاد سام پکین پا که به ضد زن بودن معروف است (اما 5 زن داشته!!) در این

فیلم نیز موفق شده این ذهنیت خود را پیاده کند زیرا زنان در این فیلم نه وفایی دارند و نه

مهربانی گویا آنها ساخته شده اند که یا هرزگی کنند یا پستان هایشان را در دهان کودکان

بگذارند.

یکی از قوی ترین رابطه ها در طول تاریخ سینما بین چند دوست در این فیلم به وقوع

می پینوندد.

تماشاگر حیران می ماند که استاد پکین پا چگونه توانسته در سکانس های پایانی تنها با

نگاه شخصیت ها به هم منظور ش را برساند ، دوستانی که برای نجات جان یکی از

دوستانشان از جان خود نیز می گذرند و آنها سکانس تاریخی را در سینما که چهار رفیق

دوش به دوش یکدیگر با آن صدای پوتین هایشان و هیبت هایشان که کل تصویر را

میگیرد به سوی مرگ می روند ، را رقم می زننند.

در سکانس پایانی و بعد از مرگ افراد گروه هنگامی که یکی از آن قاتلین مزد بگیر

کنار دروازه شهر می نشیند و به افق نگاه می کند گویی مردانگی به پایان رسیده و

انگار تماشاگر نظاره گر آخرین وسترن تاریخ سینماست.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت توسط رضا جمالی |


نام فیلم : بعضی ها داغشو دوست دارن

کارگردان : بیلی وایلدر

بازیگران : مریلین مونرو ، جک لمون ، تونی کورتیس

 

 

هیچ کس کامل نیست !!!

کمدی دیوانه وار و شاهکار دیگری از استاد بیلی وایلدر

حرکت های لب و نگاه خاص جک لمون به اطراف ، جذابیت پنهان تونی کورتیس و حضور

درخشان مریلین مونرو با آن بوسه های آتشینش در یادها می مانند.

این فیلم تمام خنده از استاد وایلدر اشاره های سیاسی نیز به آمریکای دهه 1920 دارد.

وایلدر به نحو احسن در تمام مکان ها از گروهش کار گرفته است مانند : نماهایی که در

کوپه ای در قطار گرفته شده ، صدابرداری عالی در مجالس آواز و رقص و بازی عالی

بازیگران و...

بیلی وایلدر مانند بقیه کارهایش به روایت داستان ، بسیار توجه کرده و داستان فیلم به زیبایی

بیان می شود.

فیلم پر است از سکانس های به یاد ماندنی مانند : آن جشن در قطار ، گفت و گو های کورتیس

و مونرو لب ساحل و درون کشتی ، دست تکان دادن های جک لمون برای معشوقه اش

و رقصیدن با او ، آن پسر سمج که کارمند هتل است و سکانس فوق العاده پایانی و ...

فقط در آخر فیلم تماشاگر دلش برای جک لمون ناکام می سوزد.

اگر دلت هوای یه فیلم فوق العاده کلاسیک رو کرده این فیلم رو از دست نده به هیچ وجه.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت توسط رضا جمالی |


نام فیلم : زنی تحت تاثیر

کارگردان : جان کاساواتیس

بازیگران : جینا رولندز ، پیتر فالک ، ماتیو کاسل

 

 

زنی که برای بچه هایش ، بچه ماند

فیلم جز سه بار که بوم صدابرداری وارد تصویر می شود تقریبا دیگر هیچ مشکلی ندارد(البته

وارد شدن بوم در تصویر استاد کاساواتیس بعید نیست باید بدانید که او برای ساختن فیلم دو بار

کل اسباب و اثاثیه خانه اش را فروخته است).

کلوز آپ های سمج ، جینا رولندز فرا بازیگر ، پیتر فالک خسته و افتاده ، کودکان درون گرا

و خانه این عوامل همه دست در دست هم داده تا زنی تحت تاثیر یک شاهکار شود.

سکانسی که در آن بچه ها مانع می شوند تا پدر ، مادرشان را کتک بزند یا سکانسی که میبل

(جینا رولندز) به خیابان می رود تا بچه هایش را که از مدرسه آمده اند تا خانه همراهی کند ،

سکانس هایی را که میبل را می خواهند به بیمارستان ببرند ، سکانسی که میبل از بیمارستان

(تیمارستان) بر می گردد و می خواهد جلوی خود را  بگیرد و احساساتش را بروز ندهد و

رسمی جلوه کند و... هر کدام از این سکانس ها به تنهایی برای خود یک فیلم مستق و

شاهکارند.

جینا رولندز با آن حرکات دیوانه کننده و هماهنگ دست و صورت ، بروز احساسات آنی که

در چهره اش نمایانگر می شود ، گریه ها و خنده های رازآلودش و .. به گونه ای انگار

بازیگری زن را به پایان می رساند.

به نظرم اگر میبل را دیوانه فرض کنیم (که شاید دیگران دیوانه اند و نه او) کم کم در طول

مدت فیلم به این نتیجه می رسیم که هرکس جای او باشد ، همانگونه خواهد شد.

استفاده از موسیقی های فوق العاده که گهگاهی یا از سوی بازیگران یا از سوی رادیو

شنیده می شوند هم گوش نوازند و هم به پیشبرد فیلم کمک کرده اند.

حرکت دوربین و زوم های آن در این فیلم به یادماندنی است.

جان کاساواتیس انگار ینمایی دارد که تنها خود او می تواند از دل آن یک شاهکار بیرون

بکشد.

در آخر باید بگم که هرطور شده فیلم های این کارگردان محجور رو پیدا کنید و ببینید در

غیر این صورت بخش اعظمی از سینما برای شما مبهم خواهد ماند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت توسط رضا جمالی |


نام فیلم : بل دو ژور ( زیبای روز)

کارگردان : لوییس بونوئل

بازیگران : کاترین دونوو ، ژان سورل ، میشل پیکولی ، ژنه ویو پاژ ، فرانسیسکو رابال

 

 

خیالات زنانه !!!

خوشحالم که باز یک فیلمی از استاد دیدم که به شدت به دلم نشست.

فیلم به گونه ای است که به سختی می توان در آن مرز بین واقعیت و خیال را تشخیص داد

این یعنی اینکه با یک فیلم سوررئال دیگه از استاد بونوئل طرف هستی. مانند سکانس

ابتدایی و انتهایی که در آن به هیچ وجه نمی توانی بگویی که این واقعیت است یا خیال در

یک کلام یک سوررئالیسم تمام عیار.

بل دو ژور فیلمی است زنانه و برای زنان ( یک فیلم زن آزاد خواه ) و مردها در این فیلم

فقط می آیند و می روند و به خاطر نمی مانند.

در ابتدای فیلم تماشاگر با خود فکر می کند که کاترین دونووچقدر نقشش را مصنوعی بازی می کند

 اما هر چه از فیلم می گذرد تازه متوجه میشوی که این خواسته خود بونوئل بوده که نشان دهد که

او واقعا در زندگی ، مصنوعی و تحت تاثیر است و دارد تظاهر به زندگی میکند

و این ر می توانی از یکی از دیالوگ های فیلم که شوهر سورین (( بل دو ژور )) به او

می گوید که تو هنوز بچه ای.

بازی تمام بازیگران زن این فیلم خوب است اما ژنه ویو پاز در نقش میر فا حشه خانه واقعا

فراموش نشدنی است.

یکی از نکات مثبت فیلم ، فیلمنامه قوی آن است که بیشتر به گره افکنی های داستان پاسخ

می دهد ولی نه به همه آنها . مثلا در سکانسی از فیلم هست که شوهر سورین به یک

صندلی چرخ دار خیره شده  و ما در آخر فیلم مفهوم آن را می فهمیم ولی مثلا آن سکانس فیلم که

سورین به خانه مردی پولدار می رود و آن مراسم مذهبی انجام می شود واقعا گنگ است .

در آخر اینکه هیچ وقت به زن ها اعتماد نکن ، هیچ وقت.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت توسط رضا جمالی |


نام فیلم : تاریخ مجهول آمریکا

کارگردان : تونی کی

بازیگران : ادوارد نورتن ، ادوارد فورلانگ ، فیروزه بالک ، الیوت گولد

 

 

هیتلر در هیبت ادوارد نورتن

فیلم با تمام نکات مثبتی که دارد باز از آن ادوارد نورتن است او (نورتن) یه جورهایی در

سکانس افتتاحیه این فیلم بازیگری رو به پایان میرسونه !!!

اصلا مگه میشه کسی ابتدای این فیلم رو ببینه و تا آخر میخ کوب روی صندلیش نشینه و

فیلم رو دنبال نکنه؟؟؟

فیلم به زیبایی هرچه تمام تر تحول آدمی را بسیار باورپذیر نشان میدهد. فیلم با مقوله

نئو نازی هم به خوبی برخورد می کند و هیچ جانب داری نمی کند و قضیه جانب داری را

تمام و کمال به عهده تماشاگر می گذارد.

این فیلم از معدود فیلم هایی بود که از تکنیک فلش بک خوب استفاده کرده بود  زیرا در بیشتر فیلم ها فلش بک باعث تضعیف فیلم است اما در این فیلم کاملا برعکس است.(نمونه ضعف

در کازابلانکا و ... )

انتخاب تکنیک سیاه و سفید بودن بعضی از سکانس ها که مربوط به دوران قبل از تحول

شخصیت هایش است بسیار خوب از کار درآمده مثلا تصور کنید که در سکانس ابتدایی

به جایی تصاویر سیاه و سفید یا تصاویر رنگی طرف بودیم اون وقت عمرا میتونستی

به این زیبایی تفاوت سفید پوست و سیاه پوست رو درک کنی.

از سکانس های زیبای فیلم میتوان همان طور که اشاره شد به سکانس ابتدایی (که واقعا در

این دوران فیلم بینی ام کمتر سکانسی به زیبایی آن دیده ام) و سکانس دعوای سر میز ناهار

اشاره کرد.

ادوارد نورتن در این فیلم نشون داد که واقعا یکی از بهترین بازیگران حال حاضر سینماست

اون تو حال حاضر یه چیزی تو مایه های همفیری بوگارت یا گری کوپر است برای

سینمای کلاسیک امیدوارم که او را در فیلم های خوب بیشتری ببینم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت توسط رضا جمالی |


مشخصات فیلم :

نام فیلم : سه زن

کارگردان : رابرت آلتمن

بازیگران : شلی دووال ، سیسی اسپیسک ، جانیس رول ، رابرت فورتی یر

 

 

پرسونایی به روایت آلتمن

چند دقیقه بعد از دیدن فیلم حس می کنی که این خواب آلتمن ( در واقع این فیلم را خود آلتمن

خواب دیده ) را خودت هم در خواب دیده ای ، شاید این حس عجیب رو بعد از هیچ فیلمی نداشته ام.

فیلم به دو قسمت تقسیم می شود ، قسمت اول که از ابتدای فیلم تا سکانس خودکشی پینکی

است و قسمت دوم از آنجا تا آخر فیلم .

قسمت اول برای خودش یک شاهکار تمام عیار است ( و از نظر من بسیار مانند فیلم آیداهوی

خصوصی من می باشد البته رابطه ای از نوع زنانه ) و قسمت دوم که به نظرم از قسمت اول ضعیف تر است  و کمی خسته کننده ، شاید این خستگی به خاطر این است که آلتمن خواسته

مفاهیم زیادی رو به تماشاگر در این قسمت فیلم بفهماند و تماشاگر به قدری در این قسمت

مفاهیم دریافت می کند که کمی خسته می شود.

جالبی دیگر فیلم این است که الان که دارم به فیلم فکر می کنم ، چهره شخصیت های مرد فیلم

را تار به یاد می آورم شاید به خاطر این است که سه زن فیلمی است برای زنان.

بازی تمام بازیگران مخصوصا دو بازیگر اصلی و برای من بیشتر اسپیسک در نقش

پینکی خاطره می شود.

این فیلم از اون فیلم هایی است که تماشاگر بیشتر برای جزئیاتش با آن رابطه برقرار می کند

از جمله بیرون ماندن قسمتی از دامن میکی از ماشین ، آن نقاشی های مرموز و ...

در آخر باید بگم که سه زن فیلمی است درباره مسخ شدن و جا به جا شدن آدم ها و یکی

شدن فیلمی که باید دیده شود.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت توسط رضا جمالی |